بایگانیِ اکتبر, 2006

ایده

اکتبر 24, 2006

0238-0603-1918-0519_sm.jpg

نمیدونم شنیدین یا نه که دانش آموزان آلمانی روز(19 june)امسال رو روز خدمات اجتماعی نامیدند و به جای

حضور در کلاس به سر کار رفتند تا درآمد ناشی از کارو به همنسلای خود در کشور های فقیر جهان بدهند

این پول به طرح های اختصاص خواهد یافت که میتوانند شرایط زندگی و تحصیل دانش آموزان فقیرترین کشو هارو

بهبود بده.در حدود 390هزار دانش آموز آلمانی تو این طرح شرکت کردن و موفق شدن 4میلیون و 100 هزار یورو

جمع آوری کنند.

در ضمن  این طرح (دانش آموزان به کمک زندگی می شتابند) نام گذاری شده.

خیلی خوب میشه که ما ایرونی ها هم بچه هامونو از کودکی مسئول و فعال پرورش بدیم موافقین؟

آموختم…

اکتبر 23, 2006

آموختم دوباره که باید باورکنم که بودن خواب نیست

اما خوب است

و می توان مثل خیال سبکبال بود.آموختم دوباره که باید آموخت

آموختم دوباره که در باران نیز می توان آتش روشن کرد

آموختم دوباره که آواز بیهوده نیست حتی بیهوده گی بیهوده نیست.

آموختم دوباره که باید آموخت از سهره ای که آوازش را در باد رها می کند

می توان طبیعی بود : مانند برف که می بارد و گربه ای که از پس در دارد عریان تر از نیاز

گرما و مهربانی خاتون خانه را مویان تر از نماز صدا میکند…

(اسماعیل خویی)

ماهی کوچولو

اکتبر 23, 2006

hello__little_fish_by_jamilla.jpg

امروز ماهی کوچولوی دلم راحت داشت تو تنگ بلورش بازی می کرد بدون ترس از

وجود گربه ی شیطون همسایه. آخه جای تنگ بلورشو عوض کردمو دور از پنجره ی اتاقم

گذاشتم تا دیگه نترس و دلش یهو نریزه.امروز دیگه دلش هوای دریا رو نمی کرد…

شما چطور؟ به فکر ماهی کوچولوی دلتون هستین؟ 

زمان

اکتبر 11, 2006

در انفجار زمان ایستاده ام و

  لحظه لحظه ی آغاز می شود و

لحظه راز می شود: ابد به سوی ازل می آید

و لحظه باز می شود و می گشاید و می افزاید تا روز تا هفته تا نیامده تا رفته.

ماه و سال و سده در هزاره های کبوتروار

بر فراز سرم بال می گشاید

اتاق کوچک من

اکتبر 11, 2006

اتاق کوچیک من 1.5 متر زیر ریشه های یک درخت خرمالو تو یه حیاط کوچولو ته یه بن بست کوچیک

تویه زیرزمین کوچولو هست.ولی راحت وبا آرامش و دور از هیاهوی اون بالاها…….