داستان ( دومرد در قطار ) :
((مرد اول : آن بسته در وسایل شما چیست ؟
مرد دوم : مک گافین
اولی : مک گافین چی هست ؟
دومی : دستگاهی است برای به تله انداختن شیر ها در کوهستان های اسکاتلند
اولی : اما هیچ شیری در کوهستان های اسکاتلند وجود ندارد
دومی : خب پس هیچ مک گافینی هم وجود ندارد.))
هیچکاک در در توضیح این داستان می گوید : همان طوری که میبینید مک گافین اصلا چیزی نیست اما اگر چیزی نیست پس چیست ؟ مک گافین همان علت نامربوطی است که همه ی کنش ها حول آن می چرخد و در هنر نمایش انگیزه است که گردش نقش ها و سیلان بازی بازیگوشانه را امکان پذیر می کند.واغلب تماشگران توجهی به این ندارند که دقیقا چیست و چه محتوایی دارد و چه بسا در حین بازی بازیگوشانه فراموش شود.
(قسمتی از مقاله ی بازیگوشی در دل تاریخ نوشته ی امیر کیان پور)
حاشیه : به نظر من این مک گافین یعنی همون علت نامربوط کاملا در فرهنگ سیاسی و اجتماعی ایران حکمفرماست.البته در هر حکومت دینی مک گافین همون قوانین دینی هستش که باعث پیشبرد اهداف یه عده ی خاص میشه و همین طور خیلی کارهای دیگه مردم ایران که بی هیچ علت قانع کننده ای انجامشون میدن…
آوریل 28, 2008 در t 4:49 ق.ظ |
این مک گافین خود دینه .