وقتی نوشتم تا…یاد داستان شکلات افتادم که آخرش میگه دوستیمون تا نداره…
مسلما دوستی من با نت و اتاق کوچک تا نداره اما به دلیل فشردگی کارها فعلا نمی تونم به اتاق کوچک و عزیزم سر بزنم…
اما در اتاق رو کلید نمی کنم تا مهمونای خوبم پشت در نمونن…
فعلا خداحافظ تا…..
آوریل 29, 2008 در t 5:05 ق.ظ |
زود برگرد تازه داشتم به کامنت گذاشتن عادت می کردم .
برگردیا نذاری بری حاجی حاجی وای ببخشید حاجیه حاجیه اوه نه اصلا مسائل اسلامی رو میذارم کنار نذاری بری پشت سرتم نگاه نکن ما منتظریم .
( پ ن : اگر این کامنت رو خوندیبه من یه خبری بده کی برمیگردی )
من همیشه از بسته شدن وبلاگ ها بی زار بودم .
آوریل 29, 2008 در t 9:44 ب.ظ |
ای وای چقدر زود دیر شد. من تازه به تو سر زدم که تو رفتی…
آوریل 30, 2008 در t 10:55 ق.ظ |
منتظریم ای دوست تا برگردی.
می 10, 2008 در t 11:23 ق.ظ |
نیامدی و نیامدی ونیامدی
همچنان انتظار میکشم تا ……
می 14, 2008 در t 12:39 ب.ظ |
نخیر مثل اینکه رفتی که رفتی راستی راستی هم تا نداشت برگشتنت این صورتی هم معلوم نیست چه بلایی سرش اومده . ولی مایرانیم که بودیم منتظریم تا……………
می 22, 2008 در t 12:00 ب.ظ |
ما کوچ کردیم به ورد پرس وشما هنوز نیامدید به هر حال ما منتظریم و کما کان بر آنیم که بودیم .
جولای 2, 2008 در t 10:00 ق.ظ |
سلام
کار خیلی خوبی می کنی که در رو قفل نمی کنی یک به خاطر این که دوستات پشت در نمی مونند دو به خاطر این که دزد ها پشت در نمی مونند و هر دو قشر دعا گوی وجود شما می باشند:D
راستی از وبلاگتون خیلی خوشم اومد اگر مایل بودید می خواستم پیشنهاد تبادل لینک بدم.
سلامت و پیروز باشی.
جولای 13, 2008 در t 7:04 ق.ظ |
میگم حیف شدا اتاق خوبی بود کم کم داره متروکه میشه . از در و دیوارش تار عنکبوت آویزونه موشها هم رو زمینش اینور اونور میپرن از قدیم گفتن خونه ای که کسی توش نره سقفش میریزه . دارم فکر میکنم اگه صاحب خونه برگرده این وضع درست میشه ، فکر کنم بشه . پس کماکان میشینیم تا بیاد .
سپتامبر 14, 2008 در t 10:54 ق.ظ |
برگشتم با بلاگ گروهی “کرم های کتاب”. اگه این کامنت رو خوندی بیا پیش ما.
ارادتمند: آرش (پلنگ صورتی سابق)
اکتبر 3, 2008 در t 8:12 ق.ظ |
کجایی؟ پلنگ صورتی دوباره افتتاح شد که هیچ، “شبکه صورتی” هم افتتاح شد. اگه اینجا رو خوندی حتما بیا پیشم. منتظرتم رفیق. حرفهای ناگفته زیاده.
اکتبر 4, 2008 در t 8:23 ق.ظ |
هوراااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا بالاخره این اتاق کوچک به صاحبش اراسته شد ظاهرا اما بگما یه اپ کم داره از نظره من / تازه من چند وقت یه بار هم یه سرکی میکشیدم .
خوشحالم از بازگشت .
اکتبر 4, 2008 در t 5:30 ب.ظ |
بازگشت غرور آفرین این خواهر به بلاگستان وردپرسیان را به همه ی اهالی محل تبریک میگوییم.
(جمعی از دوستان و آشنایان)
اکتبر 28, 2008 در t 8:48 ب.ظ |
نمی دونم چطوری شد به وبلاگت راه پیدا کردم ، ولی مطالب تو خوندم ، آدم با احساسی و نازنینی هستی ، باید زندگی رو جدی بگیری ، آدما زیبا هستن ولی اینکه زیبای آدمارو چه حد می بینبم و درک می کنیم تو زندگی ما « تا » رو آورده ، امیدوارم شاد و سرزنده باشی با تمام دوستانت بدون تا ….(حسین)