بخاطر دخترک دلخند متولد اسفند…

By miniroom

اين چه رويای شگفتي‌ست که در بي‌خوابي مي‌گذرد
بر دو چشم ِ نگران ِ من؟
اين چه پيغام ِ پُراز رَمز ِ پُر از رازی‌ست
که کشد عربده بي‌گفتار
اين‌چنين از تَک ِ کابوس ِ شبان ِ من؟
خواب ِ سنگين ِ پريشاني‌ست
ليک اشارت به مجازش نيست
به گمان ِ من.

خواب مي‌بينم
چند تن مَرديم
در ظلمت ِ قيرين ِ شبان‌گاهي
که به گورستاني بي‌تاريخ

“احمد شاملو”

یک پاسخ به “بخاطر دخترک دلخند متولد اسفند…”

  1. ZGH می گوید:

    نه
    من هراس‌ام نيست:
    ز نگاه و ز سخن عاری
    شب‌نهاداني از قعر ِ قرون آمده‌اند
    آری
    که دل ِ پُرتپش ِ نورانديشان را
    وصله‌ی چکمه‌ی خود مي‌خواهند،
    و چو بر خاک در افکندندت
    باور دارند
    که سعادت با ايشان به جهان آمده است.

    باشد! باشد!
    من هراس‌ام نيست،
    چون سرانجام ِ پُراز نکبت ِ هر تيره‌رواني را
    که جنايت را چون مذهب ِ حق موعظه فرمايد مي‌دانم چيست
    خوب مي‌دانم چيست.

پاسخ دهید